مصطفى النوراني الاردبيلي
448
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
مجفف و جاذب رطوبات و مصفى خون و ملين مىباشد ، مغز آن را با روغن كنجد سوزانده بر زخمها و خارش جلدى مىمالند . نفع خاص : دافع قولنج ريحى . مضر : يبوست مىآورد . بدل : برگ آن . « 2 » بستان المفردات : آن را براى اشخاص لاغر و گرم مزاج مضر دانسته است . نفع خاص آن را حابس خون و دافع تبهاى كهنه نوشته است كه آن را با دارفلفل و عسل ساييده در تبهاى كهنه مىدهند و مىگويد كه با شير زن ساييده و مخلوط نموده حمول كردن آن دافع عقر و عسر ولادت است . نيز آن را مقوى بصر و نافع مرض جذام نوشته است . كتاب همدرد ، اسم طبى آن را caesalpinia cresta نوشته است . « 3 » و مغز آن را caesalpinia bonducella نوشته است و در نسخههايى براى تب و تبهاى نوبتى استعمال كرده است . « 4 » كتاب دستور بريتانى اسم طبى آن را : cae salpiniauminosae bonducella ( fam leg ( نوشته است و نيز تخم آن را nicker seed نوشته است و روغنى از آنها حاصل مىشود و لكن در فهرست ادويهجات غير مستعمل شمرده است . « 1 » * سنگ كارد ، سنگ ساب سنگ كارد را به عربى حجر الاساكفه و به لاتينى : lapis calceolariorum و آن گونهاى سنگ سيليسى رسوبى است كه از ذرات ريز سيليس بهوجود آمده و از آن جهت براى تيز كردن چاقو و غيره استفاده مىكنند . سنگ ساب : در حقيقت نوعى از سنگ سنباده مىباشد كه تا حدى با ذرات آهك آميخته شده است . « 2 »
--> ( 2 ) - مخزن المفردات ، ص 304 ( 3 ) - بستان المفردات ، ص 220 ( 4 ) - همدرد ، ص 101 - 102 ( 1 ) - دستور بريتانى ، ص 1129 ( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 1934 .